در هر گوشهی جهان، انسانها به دنبال یک چیز مشترکاند: آرامش.
خانهای بزرگتر، ثروتی بیشتر، تفریحی متنوعتر… همگی برای لحظهای آرامتر شدن ساخته شدهاند.
اما چرا پس از رسیدن به اینها، هنوز چیزی کم است؟
جستوجوی همیشگی بشر برای آرامش
از آغاز تاریخ تا امروز، انسان همواره در پی یافتن نقطهای از آرامش بوده است؛ گاهی در سایهی فلسفه، گاهی در پناه آیینها، و گاهی در هیاهوی علم و تکنولوژی
اگر به مسیر تاریخ نگاه کنیم، ردّ پای جستوجوی آرامش را در همهی دورانها میبینیم.
در فلسفهی یونان، اندیشمندان از «تعادل فکری، بی دغدغگی و آزادی عمل» سخن میگفتند.
در هند باستان، آرامش را در شیوه های معنوی و مراقبه ای میجستند.
در تمدن اسلامی، آرامش با ذکر خداوند و عدالت اجتماعی معنا پیدا میکرد.
و در دوران مدرن، بشر گمان کرد با پیشرفت علم و رفاه مادی میتواند به آرامش برسد.
اما تاریخ به ما نشان داده است: هر بار که انسان به این نقطه نزدیک شده، چیزی هنوز کم بوده است. آرامشی که بهدست میآید، گذرا و ناپایدار است. همین عطش همیشگی نشان میدهد که آرامش حقیقی، فراتر از امکانات مادی و ساختههای ذهن بشر است